«به نـــــــام هستی بخش گیتی »
امام رضا (ع) فرمودند: کسی که مرا زیارت کند در خانه ی دور من , روز قیامت در سه مکان به فریاد او خواهم رسید تا این که او را از مشکلات مکان ها نجات بدهم :
اول : روزی که نامه ی اعمال خلائق را به آنها بدهند
دوم : به هنگام عبور از صراط
سوم : به هنگام میزان که اعمال بندگان در آنجا سنجیده می شود
♣♣♣
این شعر بسیار بسیار زیبا که از سروده های شاعر اهل بیت " سید امیر حسین میرحسینی" می باشد به همین فرمایش حضرت رضا (ع) اشاره دارد توصیه می کنم حتما این شعر زیبا را تا آخر بخوانید :
گرم شور و عشق و مستی, عیش و حال
غوطه ور درعالم فکر و خیال
پرکشیدم از زمین و از زمــــــان
یافتم خود را در مکانی لامکان
چشم تا می دید انسان بود و بس
از کسی بالا نمی آمد نفــــس
آدم و حــــــوا و هرچه زاده اند
گوییا در این زمین افتاده اند
حاتفی در گوش من داد این پیام
عمر دنیا گشته است اینک تمام
روز حشرو محشر عزما به پاست
قاضی این محکمه تنها خداست
هرکسی در دست خود یک نامه داشت
نامه را در پیش حاکم می گذاشت
بعد از آن باری تعالی می نوشت
بنده اش اهل جهنم یا بهــــشت
گشت و نوبت بر من مسکین رسید
نامه ام را خواند اعمالم چو دید
با غضب افکند سوی من نگاه
گفت تو چیزی نداری جز گناه
در حق رب خودت بد کرده ای
راه خوشبختی خود سد کرده ای
کار خوب و نیک اینجا می خرند
گفت تا من را سوی دوزخ برند
یک نظر تا بر جـــهنم دوختم
از شرار شعله هایش سوختم
ناگهان زیبا رخی از ره رسید
دید تا حال مرا آهی کشید
تا که آمد دیده ام پرنــــور شد
یک نگاهم کرد آتش دور شد
از جمال او چه گویم من دریغ
ابروانش چو کمان مژگان چو تیغ
دست گل بود و بدن گل , چهره گل
برده از زیبایی او بهره گل
گوییا حق هرچه قدرت داشته
پای خلق این صنم بگذاشته
پیش آمد تا مــــرا افسرده دید
این چنینم خسته و پژمرده دید
اشک در چشمان پرمهرش شکفت
رو به حق نمود و با دادار گفت
پور موسی با تو صحبت می کند
ضامن آهو شفاعت می کند
گرچه او با نامه ی بد آمده
چند باری را به مشهد آمده
ریزه خاربزم خانم بوده است
در جوانی میهمانم بوده است
آمده صد بار بر من رو زده
پیش ایــــوان طلا زانو زده
گنبد و گلدسته ام را دیده است
کفشداری مرا بوسیده است
گرچه از لطف تو دیگر رانده است
در حریم من زیارت خوانده است
مادرش او را به عشقم زاده است
به کبوترهام دانه داده است
گر که صد بار آبرویم را برده است
آب سقاخانه ام را خورده است
تا توانست احترامم کرده است
بعد هر مجلس سلامم کرده است
او به عشق من تمام عمر زیست
غافل از حالش شدن انصاف نیست
لطف کن پروردگار جرم بخش
بنده ی بد را به اربابش ببخش
هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد صاحبش شرمنده است
پس ندا آمد بهشت از آن توست
بخشش و عبد غطا از آن توست
تو برای من عزیزی , دلبری
هان تو صاحب اختیار روز محشری
هرکه را خواهی ببر با خود بهشت
ای تو جنت آفرین , زهــــــرا سرشت
« ا لتمــــــــاس دعـــــــا»
|
نوشته شده توسط
یه چشم به راه