تبليغاتX
جـــــــــــاده انتظــــــــار
جـــــــــــاده انتظــــــــار
آنقدر جاده ی پرپیچ و خم انتظار را می پیمایم تا بالاخره با آمدنت به مقصد برسم
      ســـــــفــــــــر
  چهارشنبه بیستم تیر 1386 (11:51 قبل از ظهر)

 

من كه بايد بروم
برسم جايى دور
كه نباشد اثرى از من و بيچارگي ام
سفر ظلمت من تا دل نور

من كه بايد بروم
خانه تنگ است و سياه !
نازنين دلبر من !
عمر من گشته تباه

غمم از داغ سكوت
زخمم از حسرت عشق
حسرت  دیــــدن  تو
مُردم از كثرت عشق !

من كه بايد بروم
زير رگبار تگرگ
راهى دشت خَموشم ، به خدا
عاشق خلوت مرگ

نه صدايى كه من آزرده شوم
نه دروغى ، نه فريبى ، نه ريا
بروم تا سر آن كوه بلند
كه نوشتي تو بر آن اسم مرا

كاشكي سنگ مزارم بود و...
حبس مي شد نفس سينه ي من
كاش با دست تو پايان مي يافت
غم تنهايي ديرينه ي من
....

منبع شعروبلاگ : دل من تو رو میخواد

| نوشته شده توسط یه چشم به راه