تبليغاتX
جـــــــــــاده انتظــــــــار
جـــــــــــاده انتظــــــــار
آنقدر جاده ی پرپیچ و خم انتظار را می پیمایم تا بالاخره با آمدنت به مقصد برسم
      دیر است ای امید
  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 (11:32 قبل از ظهر)

دیر است ای امید
جای درنگ نیست

صبر تمام شد

عشق است و ننگ نیست

مردم در انتظار

من عاشق تو ام دل عاشق ز سنگ نیست

دریانورد شو

بر کوه ها بزن

از قله ها بیا

من مرغ خسته ام

بسیار تیره شب که به الماس اشک ها

در انتظار شیشه ی شب را شکسته ام

دیرست ای امید

بگذر ز رودها

دریانورد باش

مرد نبرد باش

بر شو به کوهها

هنگامه گرد باش

از بیشه ها بیا

بشتاب و مرد باش

من مرغ خسته ام

من پای بسته ام

دیر است ای امید

جای درنگ نیست

صبرم تمام شد

عشق ست و ننگ نیست

مردم از انتظار

من عاشق توام دل عاشق ز سنگ نیست

مهدی سهیلی

| نوشته شده توسط یه چشم به راه
      عــــــید
  جمعه دوم فروردین 1387 (6:15 بعد از ظهر)

 

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب

باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید

باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود
باز اسفندو گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

لیک در این همه رنگ
لیک در این همه نور
سهم من هم این شد
که بمانم دلتنگ
و نباشم مسرور

باز تحویل سکوت
باز شمعی واژگون
باز اشکی در دو چشم
باز بغضی در گلو

باز تندیس بهار
مشت می کوبد به در
پنجره فریاد کرد
او نیامد از سفر
باش تا سال دگر
باش تا سال دگر

| نوشته شده توسط یه چشم به راه