بی خداحافظی
شنبه پنجم بهمن 1387 (1:19 بعد از ظهر)
شنبه پنجم بهمن 1387 (1:19 بعد از ظهر)

گفت : حتما می آیم ،
منتظر باش.
منتظر پای دیوار
جیب هایم پر از آه وای كاش
باز هم بی خداحافظی رفت
مثل هر بار
كوچه و خلوت و باد
كاسه ی اشكم از دستم افتاد
یك دل پر
زیر باران شرشر
یك نفر رد شد و گقت :
بادها بی خداحافظی میروند
ابرها هم همینطور!
منتظر باش.
منتظر پای دیوار
جیب هایم پر از آه وای كاش
باز هم بی خداحافظی رفت
مثل هر بار
كوچه و خلوت و باد
كاسه ی اشكم از دستم افتاد
یك دل پر
زیر باران شرشر
یك نفر رد شد و گقت :
بادها بی خداحافظی میروند
ابرها هم همینطور!
|
نوشته شده توسط یه چشم به راه

